درباره کوتاژ
پیرو نیاز سنجی و رصد ارکان مختلف فعال در اکوسیستم تجارت خارجی و بازار ارز (حاصل از صادرات)، از پراکندگی، عدم انسجام و عدم شفافیت و وجود بلاتکلیفی در برخی از امور ذکر شده مطلع گشته و بر آن شدیم تا با بهرهگیری از دانش و تجربه ۲۲ سالهٔ خود در امور ارزی (بانکی و شرکت داری)، کلیه فعالین محترم اکوسیستم تجارت خارجی از جمله اشخاص حقیقی/ حقوقی صادر کننده، وارد کننده، صرافی، بازرسی، بیمه، حمل و نقل، کارگزار ترخیص و ترانزیت، مدرسین، مشاورین و وکلای حقوقی متخصص در امر تجارت خارجی را در چارچوبی قانونی و در قالب استارتاپی تحت عنوان "کوتاژ" زیر یک چتر و در یک محیطی حرفه ای، امن و کاربردی گرد هم آورده تا کلیه فعالین این حوزه بتوانند از خدمات یکدیگر بنحو شایسته بهرهمند گشته و منتفع گردند.
لذا با توجه به حساسیت موضوع، مبنا و ساز وکار این استارتاپ بر اساس دور فاکتور مهم "اعتبارسنجی توسط کاربران بصورت امتیار دهی و ثبت نظرات" و "پیشنهاد کارمزد خدمات بر پایه مزایده / مناقصهای" برنامه ریزی شده است.
امید است با همراهی، همکاری و همفکری کلیه فعالین محترم، این استارتاپ بتواند جایگاه خود را در حیطه فعالیتها و اهداف ترسیم شده تثبیت نموده و به بلوغ برسد و منشا خیر برای همگان باشد.
اتابک جهانبازفرد
بنیان گذار استارتاپ "کوتاژ"
رییس سابق واحد مستقل ارزی بانک سپه (فولاد مبارکه)
در مورد کوتاژ بیشتر بدانید
کوتاژ: پلتفرم جامع شما برای تجارت خارجی . آیا درگیر تجارت خارجی در ایران هستید؟ به دنبال پلتفرمی جامع هستید که عملیات تجاری شما را سادهتر کند؟ "کوتاژ" با شعار "تسهیل تجارت، توسعه موفقیت" استارتاپی نوآورانه است که راه و روش تجارت خارجی در ایران را متحول کرده است.

چگونه کوتاژ به کسب و کار شما قدرت میبخشد
کوتاژ فقط یک پلتفرم نیست؛ بلکه همراه تجاری شماست.
در اینجا چگونگی تغییر تجارت خارجی شما با استفاده از کوتاژ آورده شده است:
فرآیندهای ساده شده: از ثبت نرخهای ارز تا استعلام هزینه و کارمزد خدمات حمل، بازرسی، ترخیص و.....، همه چیز ساده شده است.
مقرونبهصرفه: کارمزد و هزینههای خدمات را استعلام و مقایسه کرده و بهترین گزینهها را برای نیازهای کسب و کار خود انتخاب کنید.
صرفهجویی در زمان: همه اطلاعات و خدمات مورد نیاز خود را در یک مکان داشته باشید.
امنیت بیشتر: با ویژگیهای احراز هویت، به طرفهای معامله خود اطمینان بیشتری داشته باشید.
طراحی کاربرمحور: استارتاپ بنحوی طراحی شده تا کلیه نیازهای خاص حرفهایهای تجارت خارجی را برآورده نماید.
نوآوری مداوم: همگام با تغییرات قوانین و مقررات قابلیت های جدید به استارتاپ افزوده خواهد شد.
ساخت شبکه: امکان ایجاد شبکهای از حرفهایهای تجارت خارجی برای فعالین فراهم شده است.
ایده پلتفرم "کوتاژ" از کجا اومد؟
ما در پلتفرم "کوتاژ" چه مشکلی رو حل می کنیم؟ / بخش اول
دانشجوی مترجمی زبان انگلیسی بودم که برای اولین بار در سال 77 که ترم 6 رو تموم کرده بودم در آموزشگاه گویش اصفهان شروع به تدریس زبان انگلیسی کردم. تدریس رو دوست داشتم ولی دنبال درآمد بیشتری بودم سربازی م رو در سال 78 خریدم و تا عید سال 80 تدریس رو ادامه دادم منتظر فرصت بودم تا ماجراجویی جدیدی رو شروع کنم رفتم کیش دنبال کار بودم که یک کار در هتل جام جم کیش بعنوان کارمند پذیرش پیدا کردم خیلی کار هتلداری رو دوست داشتم چون با افراد مختلف از ملیت های مختلف آشنا میشدم صحبت می کردم از تجربه دیگران یاد می گرفتم تا اینکه به اصرار خانواده رفتم امتحان دادم برای کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی. خیلی بهش فکر نمی کردم تا اینکه دیدم نتیجه اومد که در همون دانشگاه (آزاد) با رتبه 5 قبول شدم. هنوز کیش بودم حقوق هتلداری کفایت نمی کرد به آینده فکر می کردم که باید با این سطح حقوق چکار کنم رفتم مصاحبه کاری با شرکت توتال فرانسه در کیش و از طرفی دیگه یکی از مسافران هتل بهم گفت اگه دبی کار باشه میایی ؟ دوران خاتمی بود و روابط با کشورهای همسایه خوب بود. کمی گذشت و سه تا فرصت همزمان برام پیش اومد: یکی قبول شدم برم فوق لیسانس بخونم! دوم برم شرکت توتال توی کیش کار کنم و سوم ویزای دبی برام اومده بود از طرف شرکت بیمه الاینس که برم اونجا کار کنم. شما بودید چکار می کردید؟ 😊
بعد از کلی مشورت و کلنجار با خودم اول رفتم دانشگاه پول نقد رو که گذاشته بودم روی میز حسابداری لحظه ای که خواست برداره گفتم منصرف شدم کارمند دانشگاه گفت حیفه رتبه ت خوبه و ... من گفتن نه من منصرف شدم . حالا مونده بود 2 تا گزینه توتال کیش یا بیمه دبی. بالاخره تصمیم گرفتم برم دبی. سال 2000 بود اولین باری بود که از ایران خارج میشدم همه چیز برام جدید بود محیط کار، جامعه و.... باید بازاریابی می کردیم برای بیمه اون هم از نوع بیمه عمر و.... چند وقتی آموزش دیدم و بعدش هم شروع به کار بود روانه بازار شدم. اماراتی ها اعتقادی به بیمه عمر نداشتند به دو دلیل هم وضع مالی خوبی داشتند و هم از لحاظ اعتقادی حرام می دونستند.باید میرفتم سراغ جامعه ایرانی ها یا مهاجرین ار هند و پاکستان و ... خلاصه چند وقتی گذشت دیدم خیلی کار سختیه چون باید ایده بفروشی و سخت قبول می کنند چند ماهی که گذشت دنبال کار جدید بودم که خانم یکی از دوستام که ایتالیایی کانادایی بود بهم پیشنهاد داد بعنوان پیک داخل شرکت سونی توی خیابون شیخ زاید کار کنم بهم بر خورده بود که اینکار رو بهم پیشنهاد دادن قبول نکردم (غرور الکی جوانی). در همون شرکت بیمه الاینس درخواست کار دفتری کردم که موافقت کردن چند ماهی گذشت کار دفتری اوکی بود یه حقوق مکفی و نچندان سخت. الان حدود یکسال شده بود و باید خروج میزدم و مجدد درخواست ویزا می کردم. اومدم اصفهان و بعد از چند روزی استراحت و ... یه سری به آموزشگاه زبان زدم که قبلا توش تدریس می کردم. مدیرش گفت بیا چندتا کلاس بگیر تابستونه دبی هم که گرمه بمون اینجا هم در آمد داری هم به ما کمک کن . دیدم بد نمی گه هیچی دیگه سه ماه تابستون موندم ایران و کلاس گرفتم و ویزا هم برام اومده بود. از اونجاییکه کار دبی رو دوست نداشتم گفتم دیگه نمیرم همینجا میمونم تدریس می کنم (اشتباه کردم؟)
ما در پلتفرم "کوتاژ" چه مشکلی رو حل می کنیم؟ / بخش دوم
آبان ماه بود همچنان مشغول تدریس بودم که توی وقت استراحت بین کلاس ها یکی از همکارای آموزشگاه گفتش بانک سپه استخدام داره کسی میخاد بره؟ اول محل ندادم بعد بخودم گفتم ای بذار امتحان کنیم تب استخدام دولتی گرم بود اون روزها . سال 81 بود رفتم دفترچه گرفتم و امتحان دادم سر امتحان گفتم من قبولم همون هم شد بعد هم رفتیم مصاحبه و ... که نهایتا قبول شدم و پس از تست های پزشکی و یه کمی آموزش در تاریخ 82/2/2 استخدام بانک سپه شدم. باید وارد دنیای جدیدی میشدم دنیایی که حتی ادبیاتش هم برام جذاب نبود چه برسه به کارش. باید میرفتم شعبه بعنوان تحویلدار کار می کردم. از طرفی خوشحال بودم کار دولتی ثابت پیدا کردم و روی پای خودم می ایستم از طرفی کار تحویلداری اون چیزی نبود که دوست داشته باشم. رفتم شعبه در کنار دست یکی از کارمندهای ارشد شروع به یادگیریی کردم بدهکار... بستانکار ... شعب خیلی شلوغ بودن روزهایی که باید حقوق نظامی ها رو میدادیم کابوس بود پول کم می اوردیم ... سخت بود سخت خیلی هم سخت. علاقه ای نداشتم به این کار خواستم استعفا بدم که همه می گفتن دیوونه ای همه دنبال کار هستن و بعد تو میخوای بیایی بیرون. هیچی یکسالی گذشت تا متوجه شدم یه بخشی توی بانک هست بنام واحد ارزی فکر می کردم اسکناس ارزی میگیرن و میدن و ... بعد که یکم پیگیر شدم دیدم امور مربوط به وارد کنند ها و صادر کننده ها رو اونجا انجام میدن مثل گشایش ال سی و بروات اسنادی و .... منم خب زبان خونده بودم گفتم شاید اونجا بکار بیاد با کلی پیگیری به کارگزینی فهموندم که به امور ارزی علاقه دارم و چون کارمند کم داشتند که البته زبان هم بدونه بعد از یکسال و نیم حکم زدند برم واحد ارزی رفتم و شروعش با بایگانی کردن اسناد بود 😊 اوکی بود از لابلای پرونده ها اسناد حمل رو میدیدم سوال می کردم یاد می گرفتم علاقه م بیشتر می شد تا جاییکه فهمیدم این همون کاری هستش که دوست دارم . تجارت خارجی ، ارتباط با دنیا و زبان انگلیسی هم که نیاز هست. کارمند ساده بودم تا سال 86 که تحریم شدیم الان دیگه کار ارزی نبود بانکهای دنیا پیام سوییفت مودبانه دادن که دیگه با ایران کار نمی کنیم . بیکار شدیم از کارگزینی گفتند تشریف مبارکتون رو ببرید شعبه ریالی (کابوس من) دیگه مجبورن باید میرفتم، رفتم با اکراه و بدون علاقه کار کردم تا اینکه کم کم راه پیدا شد برای دور زدن تحریم ها و کارمند ارزی نیاز داشتند گفتند برو شعبه مرکزی اصفهان دایره ارزی. سال 89 بود رفتم و شروع مجدد ولی دیگه از سوییفت و .. خبری نبود پیگیری مطالبات ارزی سالهای قبل و .. ارسال حواله به شیوه جدید و سیاست های انقباضی جدید. سال 92 برای اولین بار بعد از 10 سال سابقه پیشنهاد پست ارزی بهم شده بود امتحانات مربوطه رو دادم و قبول شدم اولین حکم رییس دایره ارزی شعبه فولاد مبارکه اصفهان 😊 دیگه یه بانکی حرفه ای شده بودم البته تو کار خودم که ارز بود رفتم با شوق و ذوق شروع کردم : اعتبارات اسنادی داخلی ریالی ، حواله ارزی و .... تا سال 95 گفتن بیا اصفهان توی واحد ارزی مسول ثبت سفارش یکسال اونجا بودم تا اینکه در شهریور سال 96 پیشنهاد شد که یه واحد ارزی میخواهیم توی فولاد مبارکه بزنیم کسی رو نداریم میری اونجا بعنوان رییس منم خب از طرفی سختم بود که هر روز یک ساعت باید بری و یکساعت هم تو اون شلوغی های شرکت فولاد مبارکه برگردی از طرفی خوشحال بودم رییس واحد مستقل ارزی میشدم. میدونستم چه پتانسیلی اونجا هست قبول کردم و رفتم.
ما در پلتفرم "کوتاژ" چه مشکلی رو حل می کنیم؟ / بخش سوم
با واحد ارزی درجه 3 شروع کردیم کارهای ارزی شرکت فولاد مبارکه و شرکت های پیمانکار فولاد مبارکه رو انجام میدادیم کارمون گرفت سرمون شلوغ شد. با آمار شهریور 96 تا پایان سال 96 که 76 میلیون دلار بود شدیم درجه 2 با آمار سال 97 که 450 میلیون دلار بود شدیم درجه 1 و با آمار سال 98 که بیش از یک میلیارددلار شد شدیم واحد مستقل ارزی ممتاز، دیگه ترکونده بودیم بین همه واحد های ارزی کشور اول شدیم .اینجا دیگه نوک قله بود و نگهداشتنش کار سختی بود که بلطف خدا تونستیم حفظش کنیم . معاونت شعبه سپه فرانکفورت بهم پیشنهاد شد خوشحال شدم 3 تا امتحان دادم قبول شدم عضو هیات مدیره بانک منو خواست تهران رفتم تایید شدم فقط مونده بود بانک مرکزی که اون هم مشکلی نداشتم می بایست سه سال سبقه ریاست ارزی میداشتی و زبانت هم اوکی می بود که هر دو شرط رو داشتم. ادغام بانک ها در سپه بود و رقابت روی سمت های جذاب زیاد. و از اونجاییکه ... ولش کنید بیخیال سمت یه من نرسید.
من در کنار کار بانکم از سال 88 شرکت هم داشتم شرکت بازرگانی خارجی با پسر خواهرم . خب کار می گرفتیم انجام میدادیم ضرر می کردیم 😊 نا امید می شدیم سود می گردیم خوشحال میشدیم تا شرکت (امید گستر جونقان) رو در سطح حرفه ای و سود ده بالا آوردیم تا جاییکه سفارش های میلیون یورویی می گرفتیم . الان دیگه درآمد شرکت باندازه ای شده بود که بشه روش حساب کرد. کار بانک تکراری شده بود و حقوق و مزایاش کفایت نمی کرد. با اینکه کارم رو و مشتریانم رو دوست داشتم تصمیم گرفتم از بانک بیام بیرون و به شرکت داری ادامه بدم . مدیران وقت قبول نمی کردند صداشون درومده بود ک کی رو جایگزین کنیم و... (البته 9 نفر رو دستکم آموزش داده بودم ) رفتم مرخصی با حقوق بمدت 9 ماه و در این حین فرصت باز خرید با پاداش پیش اومد درخواست بازخرید کردم و بسختی از بانک بیرون اومدم . در دفتر شرکت مستقر شدم و کار شرکت داری رو ادامه دادم.
نکته مهم موضوع این سری نوشته ها:
به فکر افتادم از تجربه م در امور بانکداری ارزی و شرکت داری استفاده کنم و کلیه کسانی رو که در حوزه ارز و تجارت خارجی نقش دارند رو دور هم بیارم: صادر کننده، وارد کننده، صرافی، بیمه ، حمل و نقل، بازرسی و کارگزارات ترخیص یه گروه واتساپ زدم بنام تالار گفتگو همه این دوستان که نقش در تجارت خارجی دارند از هر 7 گروه اومدن و با اقبال مواجه شد. گفتم چرا سایت نزنم. با یکسری از دانشجویان نخبه دانشگاه صنعتی اصفهان صحبت کردم ایده رو دادم براشون جا انداختم و ایده پرورش داده شد. قرار شد یک تابلو نرخ ارز با امکان انجام معاملات ارزی راه اندازی کنیم و کلیه خدمات دهنگان حوزه تجارت خارجی رو بهشون نقش بدیم که خدمات گیرندگان برای خدمات دهنگان استعلام قیمت بفرستند و بهترین کارمزد ها رو انتخاب کنند کار سختی بود بخاطر پیچیدگی های ارزی تبدیلات و ....که موفق شدیم نسخه اولیه رو در 10 خرداد 1403 بالا بیارم که در اون بازار سر در گم ارز حاصل از صادرات از بخش تابلو خوب استفاده شد.
ما در پلتفرم "کوتاژ" چه مشکلی رو حل می کنیم؟ / بخش چهارم و آخر
کاربران بمرور افزایش پیدا کردند شرکت های مهم افتخار دادند اومدند مثل فولاد فراب سپید کویر ، ورق خودرو چهار محال، و....که در صفحه اول سایت قابل رویت هستند.
بعد بخش تبلیغات رو به سایت اضافه کردیم، در آذرماه مجوز فعالیت رو گرفتیم و اینماد هم اخذ شد. بعدا و این اواخر یک تالار مراوردات به سایت اضافه کردیم که هر کسی که در حوزه تجارت خارجی فعالیت می کنه بتونه هر درخواست یا پیشنهادی داره در تالار مراودات در یک جمله خلاصه ثبت کنه و مخاطبین و سایر کاربرها بتونن ببینن نظر بدن و استفاده کنن (که البته پیامها رو کامنت ها برای ثبت کننده ایمیل میشه).
هدف : چشم انداز ما در تیم کوتاژ این هستش که این پلتفرم با توسعه ای که بهش داده میشه از جمله تامین مالی و..... به بزرگترین پلتفرم ایرانی در زمینه توسعه خدمات تجارت خارجی تبدیل بشه .
امیدواریم کلیه شرکت ها و فعالین حوزه تجارت خارجی از این پلتفرم حمایت کنند که هم از مزایای اون بهره ببرند و هم به دیگران سود برسونن.
راستی حالا چرا اسم کوتاژ رو انتخاب کردیم؟
چون در تجارت خارجی وقتی کلیه زحمت های همه فعالین دست به دست هم میده یک مخرج مشترکی ایجاد می کنه و اون هم اینه که کالا در گمرک بصورت رسمی برای صادرات و یا واردات اظهار میشه که اسم این اظهارنامه کوتاژ (صادراتی / وارداتی) هستش که مخرج مشترک و حاصل زحمات همه فعالین حوزه تجارت خارجی هستش.
امید است با همکاری و حمایت کلیه فعالین محترم بتونیم رسالت خودمون رو به نحو احسن انجام بدیم و بانی خیر و سود رسوندن به همه بشیم و مهمتر از همه بتونیم برای جوانان خوش فکر این مرز و بوم کهن و دوست داشتنی بنام ایران عزیز ایجاد اشتغال کنیم.
با تشکر از همه عزیزان
اتابک جهانبازفرد
بنیان گذار استارتاپ "کوتاژ"
و رییس سابق واحد مستقل ارزی بانک سپه (فولاد مبارکه)






